همه ی غروب ها جمعه است همه ی روزها سرد هیچ فنجان چای گرمم نمی کند ها...ها..ها... و باز

سر انگشتان کرخت!! چه قدر این خاطرات کهنه چرکند! چه قدر شستن این دل سخت است! فاصله

عمیق کهنگی و بهار...